سبد خريد شما : 0
هدیه

گفت‌وگو با عوامل تولید کتاب صوتی قصه‌های مجید

تاثیر ویژه‌ی هر کاری منحصر به یک عامل نیست. کنار هم قرار گرفتن درستِ اجزاست که اسبابِ مانایی آن را مهیا می‌کند. مثل سریال «قصه‌های مجید» که ماحصل متن درخشان مرادی کرمانی و کارگردانی به جای پوراحمد و بازی خوب مهدی باقربیگی و پروین‌دخت یزدانیان و موسیقی هنرمندانه‌ی ناصر چشم‌آذر بود. حالا، این روزها، در آستانه‌ی رونمایی از کتاب صوتی «قصه‌های مجید» سراغ مهدی پاکدل، گوینده، و مهدی زارع، آهنگساز اثر رفتیم. تا از زبان آن‌ها بشنویم در سامانِ این کارِ تازه چطور عمل کردند و حس‌وحالشان چگونه بود و ظرایف پنهان را بازگو کنند. تا خاطراتشان را مرور کنیم و از حاصل تلاش‌هایشان بشنویم:

 

حس و حال شما وقت خوانش قصه‌های مجید چطور بود؟ آیا خاطره‌ی خاصی برایتان تداعی شد؟

مهدی پاکدل: در زمان خواندن قصه‌ها تمام تلاشم را کردم که از نظر حسی درگیر قصه‌ها نشوم و سعی کردم به‌طور حرفه‌ای روند داستان را ادامه دهم، اما گاهی اوقات، که کم هم نبودند، حس‌وحال متن بر من غلبه می‌کرد و باعث گریه یا خنده می‌شد.

به علت اینکه قصه‌های مجید پر از لحظاتی‌ست که خواننده خودش را به جای شخصیت مجید می‌گذارد و همذات‌پنداری می‌کند، بنده هم درگیر خاطرات و لحظات دوران کودکی و نوجوانی خود می‌شدم و داستان‌ها چون تصاویری زنده از برابرم می‌گذشتند.

به نظر شما استقبال از انتشار کتاب صوتی قصه‌های مجید چطور خواهد بود؟ تفاوت آن با سریال تلویزیونی یا رادیویی را در چه المان‌هایی می‌بینید؟

مهدی پاکدل: در زمانه‌ای که زندگی به طور وحشتناکی سریع شده است و روزها از پی هم می‌گذرند و ممکن است زمان کمتری برای مطالعه داشته باشیم، کتاب صوتی می‌تواند مورد استقبال وسیعی قرار گیرد، به‌خصوص، وقتی کتابی را گوش دهیم که پر از حس ایرانی و ملی است. آقای پوراحمد و قبل از آن در اجرای رادیویی قصه‌های مجید تصاویر و لحظاتی را خلق کرده‌اند که در حافظه‌ی بصری و سمعی ما ماندگار شده‌ و خدشه‌ناپذیراند؛ اما این‌بار خودِ کتاب، بدون هیچ دخل و تصرفی، زیر نظر شخص «مرادی کرمانی» خوانده شده است که شنیدن‌اش خالی از لطف نیست.

فکر می‌کنید دلایل استقبال از قصه‌های مجید، در طی این سالیان، چه بوده است؟ (با وجود اینکه در قالب‌های مختلفی عرضه شده و هر بار از آن استقبال شده است)

مهدی پاکدل: این قصه‌ها هر کدام بخشی از زندگی ساده و در عین حال جذاب نوجوانی‌ست که همه‌ی ما ایرانیان، به اشکال مختلف، آن را تجربه کرده‌ایم. آثار ماندگار جهان هم این قابیلت را دارند و قصه‌های مجید نیز خالی از این جاودانگی نیست. این قصه‌ها مملو از عشق، سادگی، محبت، دوستی، صلح و صداقت هستند و استاد مرادی کرمانی هر کدام از این مفاهیم را استادانه در زندگی کودکی ساده‌دل گنجانده‌اند. این مفاهیم ساده، اما در عین حال جذاب، می‌توانند تا ابد در قالب‌های مختلف و متنوع در قلب ما ایرانیان ماندگار شوند.

جایی گفته بودید در زمان سریال مجید سودای بازی در نقش مجید را داشتید، اما به دلیل عدم تطابق سنی با نقش میسر نشده. تا الان که پس از وقفه‌ای طولانی راوی قصه‌ها شدید. تفاوت بازی در سریال با خوانش کتاب را، با توجه به این وقفه، چگونه می‌بینید؟

مهدی پاکدل: در دوران دبستان، جناب آقای پوراحمد، برای انتخاب بازیگر به مدرسه‌ی ما آمدند و حس‌وحال کودکی حسی را در من برانگیخته بود که باید در این سریال بازی کنم. چون در آن دوران کتاب قصه‌های مجید را خوانده بودم و بارها و بارها خودم را جای مجید گذاشته بودم. به هر حال این اتفاق نیفتاد. چون برای نقش مجید خیلی کوچک بودم و الان می‌فهمم که چه‌قدر انتخاب مهدی باقربیگی برای نقش مجید دقیق‌تر و صحیح‌تر بود.

پس از گذشت تقریباً سی‌سال دوباره موقع خواندن قصه‌ها، تمام آن احساس‌ها در من زنده شد و بسیار خوشحال‌ام که توانستم در این اثر ملی نقشی داشته باشم.

با توجه به سبک و سیاق متفاوت زندگی مجید با زمانه‌ی فعلی ارتباط نوجوان امروز، خصوصاً در شهرهای بزرگ و با فرهنگ‌های متفاوت، را با این اثر چطور می‌بینید؟ آیا انتشار صوتی این اثر به تسهیل این ارتباط کمک می‌کند؟

مهدی پاکدل: همان‌طور که گفتم این‌قدر مباحث جاری در قصه‌های مجید خالص و بااصالت هستند که اگر صدها سال هم ازین کتاب بگذرد، باز هم این مفاهیم و رویدادها قابل باور و مثال‌زدنی‌اند. مگر ما با گذشت صدها سال دیگر با قصه‌های سعدی یا مولانا ارتباط برقرار نمی‌کنیم؟ مفاهیم جاری در این قصه‌ها ماندگارند و به هر شکلی که به آن‌ها بپردازیم باز هم این گوهر درونی حفظ خواهد شد. قصه‌های مجید یکی از گنج‌های ادبیات فارسی‌ است و هر چه به آن بپردازیم و سراغ آن برویم باز هم کم است و تا همیشه جای کار و خلاقیت دارد.

 

 

موسیقی قصه‌های مجید چطور در ذهن شما شکل گرفت؟ آیا جاهایی از موسیقی الهام‌گرفته از موسیقی سریال پرخاطره‌ی قصه‌های مجید است؟

مهدی زارع: قصه‌های مجید برای همه‌ی ما آشناست. مجید را همه‌ی ما می‌شناسیم و کلی با آن خاطره داریم. به نوعی یک نوستالژی است. از آنجایی که این افتخار را داشتم تا آهنگسازی دو کار قبلی آقای مرادی کرمانی هم به من سپرده شود و با ایشان همکاری داشتم، تا حد زیادی با ذهنیات آقای مرادی کرمانی آشنا بودم و همکاری بهتری بود. می‌توانم اینطور بگویم که قصه‌های مجید پخته‌ترین آهنگسازی در همکاری من با آقای مرادی کرمانی و قصه‌های ایشان است. قبل از آهگسازی هم با ایشان صحبت داشتم. نظرات و پیشنهاداتی داشتند که خیلی کمک‌کننده بود.

زمانی که شروع به آهنگسازی قصه‌های مجید کردم، فضایی کاملاً متفاوت با قصه‌های مجید امروزی در آلبوم داشت. خوشبختانه سفری به کرمان داشتم و تلاش کردم از فضاهای آن شهر و الهاماتی که به من می‌داد استفاده کنم و این فضاها را در اتد اولیه‌ام داشته باشم. بعد ازساخت اتد اولیه، خودم اصلاً راضی نبودم. به دلیل اینکه موسیقی‌ای که استاد ناصر چشم آذر برای سریال قصه‌های مجید ساخته بودند یک موسیقی و نوستالوژی‌ای در ذهن ما ایجاد کرده بود که قصه‌های مجید با چهره‌ی مهدی باقربیگی و بی‌بی با چهره‌ی خانم یزدانیان برایم تداعی می‌شد و موسیقی‌ای که من قبلتر استفاده کرده بودم خیلی از موسیقی شهر اصفهان و آن فضا فاصله داشت. چون یکی از پیشنهاداتی که خود آقای کرمانی داده بودند آهنگ زرد ملیجه بود که قبل از انقلاب برای قصه‌های مجید در رادیو انتخاب شده بود و در رادیو حتی آهنگ زرد ملیجه را به نام مجید می‌شناختند و از همان تم استفاده کرده بودم. اما بعد دیدم که این موسیقی با دهنیت همگانی ما بعد از سریال قصه‌های مجید فاصله دارد و برای همین موسیقی را به طور کلی تغییر دادم.

بنابراین سعی کردم در همان گام و فضای آواز اصفهان باشد که آقای چشم آذر استفاده کرده بودند. ملودی‌ها همان نیست اما فضا در حال و هوای آواز اصفهان است با یک موسیقی ارکسترال و فضای پاپیولار دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ که به فضای قصه‌ها نزدیک است. با اینهمه موسیقی این کتاب صوتی، با توجه به فضای هر کدام از قصه‌ها، عوض می‌شود. به‌طور مثال، در قصه‌ی توپ و تمبر و ناف بچه، موسیقی‌ای استفاده شده که از همان عناصر قصه وام گرفته است و خود فضای قصه به من ایده داده. تلاشم این بود موسیقی در عین حفظ شخصیت هنری، از متن جلو نزند و تابع متن و همسو با داستان‌ها باشد.

*

آیا به هنگام ساخت موسیقی قصه‌های مجید خاطره‌ی خاصی برای شما تداعی شد؟ حس‌وحالتان چگونه بود؟

مهدی زارع: در مورد قصه‌های مجید همان ابتدای آهنگسازی، سفر ناخواسته‌ای به کرمان برایم پیش آمد و از آنجا که برای ساخت آهنگ قرار گرفتن در فضای کار برایم مهم است، پیشامد سفر در آغاز کار برایم جالب بود.

موقع خود آهنگسازی هم آهنگسازی قصه‌ی توپ خیلی برایم خاطره‌انگیز بود. من می‌خواستم با صدای توپ فوتبال در قصه آهنگسازی کنم که مسبب حادثه‌هایی حین ضبط شد. چه هنگام خرید توپ و تست صدایی که می‌خواستم و مواجهه با مغازه‌دارها تا پرتاب شدن توپ در استودیو و به هم ریختن فضا.

اما فصل آهنگسازی قصه‌های مجید، به‌طور کلی، به دلیل فضای خوب قصه‌ها تجربه‌ی کاری خوبی برایم بود و خاطرات خوشی از کودکی را برایم زنده می‌کرد.

با توجه به اینکه آهنگسازی ویژه‌ی همین اثر انجام شده، نقش موسیقی را در جذاب‌تر شدن روایت آقای مرادی کرمانی و همراه‌شدن با کاراکتر مجید و ادبیات عامیانه چطور می‌بینید؟

مهدی زارع: اینجا نه به عنوان آهنگساز بلکه به عنوان یک منتقد، با همه‌ی سخت‌گیری‌ها و انتقاداتی که نسبت به کارهای خودم دارم، می‌گویم که نقش موسیقی در این اثر نقش اثرگذار و خوبی‌ست که همسو با قصه‌ها شده. نه از آن سبقت گرفته و نه شنونده را به بیراهه می‌کشاند. موسیقی شخصیت خود را دارد و آشنایی با ذهنیت آقای کرمانی و صدای آقای پاکدل، به دلیل تجربه‌ی کتاب صوتی «زیر نور شمع»، هم به بهتر شدن اثر یاری رساند. و اینکه صدای خود گوینده هم در انتخاب سازها مهم است. مثلاً اگر گوینده‌ای با صدای بم داریم یا یک صدای ویژه مثل صدای آقای پاکدل، استفاده از یک صداهای زیر مثل ارکستر ویولن می‌تواند تکمیل‌کننده‌ی صدا باشد و انتخاب موسیقی ارکسترال در این کار به‌دلیل دسته‌بندی سطح صدای خروجی بود. تا هنگامی که شنونده مشغول شنیدن این کار است هم صدای بم را داشته باشد، هم صدای زیر را. در واقع ما اینجا پهنای صدای بهتری داریم و تعادل برقراره شده.

در مورد موسیقی هر کدام از قصه‌ها هم بعضی‌ به دلیل فضای مشترک، موسیقی‌ای با حال‌وهوای مشابه دارند، اما بعضی از داستان‌های خاص موسیقی ویژه‌تری دارند که صرفاً برای همان کار تولید شده و ردپایی از آن در قصه‌ی دیگری نیست.

درباره‌ی میکس و مسترینگ و تدوین کار هم باید بگویم که چون این بخش هم به من سپرده شده بود، تمام سعی‌م را کردم که با توجه به بلند بودن قصه‌ها، مسترینگی باشد که گوش و ذهن شنونده را خسته نکند و فشار حجم صوتی پایینتر و نرم‌تر باشد.

توجه موسیقی به ادبیات عامیانه قصه‌ها هم از این منظر بوده که از موسیقی پاپیولار استفاده شود تا همان حال و هوای خودمانی کار لحاظ شود. دیگر اینکه چون مخاطب اصلی قصه‌ها را، مانند کاراکتر اصلی، نوجوان می‌دانستم، در ساخت موسیقی بیشتر رده‌ی سنی نوجوان را در نظر گرفتم. البته گاهی با نظر به کودک و بزرگسال هم بوده، اما میانگین کار با هدف سنی گروه نوجوان ساخته شده است. و از آنجا که امروز ما معیار مشخصی از سلیقه‌ی نوجوان‌های امروز نداریم و بیشتر به بزرگسال و جوان نزدیکند تا نوجوان، ساخت موسیقی برای نوجوانان کار بسیار دشواری‌ست. ولی در مجموع امیدوارم موسیقی اثر رضایت خاطر همه‌ی مخاطبان را جلب نماید.