جلال آل احمد در آذر 1302 در یکی از محله‌های قدیمی تهران به نام پامنار به دنیا آمده و در 18 شهریور 1348 از دنیا رفته است. پدر، جد، برادر و داماد خانواده‌شان روحانی بودند و مرحوم آیت الله طالقانی پسر عمویش بود. اما آنقدر سخت‌گیری‌های مختلفی به او گرفته شد که کم کم در دوره‌هایی از زندگی‌اش از مسائل مذهبی دوری می‌کرد و زمانی که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درس می‌خواند، با حزب توده آشنا شد و همراه خلیل ملکی به حزب توده پیوست. و چند سال بعد از آنها جدا شد. مدتی هم به ملی‌گراها پیوست و بعد از سقوط مصدق از آنها نیز جدا شد. این جدا شدن‌ها در دیگر ابعاد زندگی‌اش هم دیده می‌شد. مثلا وقتی دوره دکترای ادبیات فارسی را می‌خواند، هنگام نوشتن پایان‌نامه درسش را رها کرد و تا آخر عمر، به معلمی در یکی از مدارس تهران مشغول شد. جلال آل احمد از سال 1322 نویسندگی را شروع کرد و اولین داستانش با نام «زیارت» در مجله سخن منتشر شد. از حدود چهل سالگی بود که دوباره گرایش به مذهب پیدا کرد. اواخر سال‌های عمرش بود که ساواک بر جلال آل احمد سخن گرفت و او مجبور شد مدتی به اسالم برود و همانجا بود که بر اثر سکته قلبی درگذشت. بعضی از مهم‌ترین آثار جلال آل احمد عبارتند از: «دید و بازدید» (1324)، «از رنجی که می‌بریم» (1326)، «سه تار» (1327)، «سرگذشت کندوها» (1337)، «مدیر مدرسه» (1337)، «نون و القلم» (1340)، «نفرین زمین» (1346) و «پنج داستان» (1350).