سبد خريد شما : 0
هدیه

دانلود کتاب صوتی آتش و بال پروانه

عارفانه‌های خواجه عبدالله انصاری به روایت مسیحا برزگر، یکی از زیباترین جلوه‌های پیوند شاعرانه میان نثر و نظم است. باز شنیدن این عارفانه‌ها به همراه موسیقی و کلام گرم مسیحا برزگر، تلفیقی زیبا و شاعرانه است که با تجربه‌ای بکر و نامکشوف، برای دقایقی مخاطب خود را از حصار اندیشه‌ها و روابط شکننده انسانی موجود در جامعه می‌رهاند و به سوی طبقات بالاتری حقیقت زندگی بشری هدایت می‌کند.

 

نویسنده گوینده موسیقی موضوع مدت زمان تعداد ترک زبان حجم فایل سال انتشار بازدید
خواجه عبدالله انصاری مسیحا برزگر سپهر عباسی عارفانه 200 دقیقه 22 فارسی 187 1390 537
نوییسنده

خواجه عبدالله انصاری

گوینده

مسیحا برزگر

موسیقی و صدابرار

سپهر عباسی

مدیر تولید

فاطمه محمدی

موضوع

دین و عرفان

مدت

200 دقیقه

حجم فایل

187 مگابایت

تعداد ترک

22

ناشر کتاب چاپی

خانه معنا

ناشر کتاب صوتی

نوین کتاب گویا

شماره مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

6627

شماره واسپاری کتابخانه ملی

13445و

عارفانه‌های خواجه عبدالله انصاری به روایت مسیحا برزگر، یکی از زیباترین جلوه‌های پیوند شاعرانه میان نثر و نظم است. باز شنیدن این عارفانه‌ها با کلام گرم مسیحا برزگر و موسیقی سپهر عباسی تلفیقی زیبا و شاعرانه است که با تجربه‌ای بکر و نامکشوف، برای دقایقی مخاطب خود را از حصار اندیشه‌ها و روابط شکننده انسانی موجود در جامعه می‌رهاند و به سوی طبقات بالاتری حقیقت زندگی بشری هدایت می‌کند.
مسیحا برزگر درباره این اثر می‌گوید:
در کودکی، شامگاهان، هنگامی که مادر چراغ گردسوز را روشن می‌کرد و ما شش بچه‌ خانواده به گرد چراغ حلقه می‌زدیم تا مشق‌های خود را بنویسیم، سر‌و‌کله شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک نیز پیدا می‌شد. گویی آنها نیز به این مدرسه‌ شعله و گرمی و روشنی می‌آمدند تا به شیوه‌ خود درسی بیاموزند.
شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، درس خویش را می‌آموختند و در ضمن، به من نیز درس می‌دادند و می‌رفتند و در میان شعله‌های چراغ می‌نشستند و شعله می‌کشیدند. هنگامی که آنها خود را به قلب شعله می‌زدند، فروغ چراغ فزونی می‌گرفت و ما متن کتاب‌های درسی‌مان را بهتر می‌خواندیم.
شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، عاشق روشنی شعله‌ها بودند. آنها چنان عمل می‌کردند که گویی فقط برای همین یک لحظه به دنیا آمده‌اند، لحظه‌ انداختن خود به دل شعله‌ آتش و شعله‌ور شدن!
شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، عاشق شعله‌ی چراغ بودند و من عاشقِ عشقِ آنها. من از آنها درس عاشقی و جنون را یاد می‌گرفتم. آنها به من آموختند که عشق، لحظه‌ای بیش نیست؛ لحظه‌ای که جاودانگی‌ست، زیرا این لحظه، نقطه‌ای در ساحتِ افقی زمان نیست، بلکه سیری‌ست در ساحت عمودی هستی. آری، عشق، لحظه‌ای بیش نیست؛ لحظه‌ای که رقص تو محو می‌شود و رقص شعله‌ها به چشم می‌آید، لحظه‌ای که تو نیستی و معشوق هست. در آن لحظه، دیگر معشوق نیز نیست و فقط عشق هست و بس.
عشق، لحظه‌ی‌ تماسِ قطره و دریاست. عشق، لحظه‌ی تماسِ آتش و بالِ پروانه‌ست. عشق، فرو ریختنِ کرانه‌های موهوم در بی‌کرانگیِ هستی‌ست. عشق، بی‌کرانگی‌ست.
گفتم: «خوب است حس و حالِ آن شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک را قلمی کنم.» بنابراین، بهترین رنگ‌ها را انتخاب کردم؛ رنگِ بی‌رنگیِ نیایش را. سوزِ خواجه‌ هرات مرا به یاد سوزشِ بال شب‌پره‌ها و پروانه‌ها می‌انداخت. هر دو را تلفیق کردم و آتش و بال پروانه به وجود آمد. اینک، این شما و این رقص عاشقانه‌ شعله‌ها!

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آتش و بال پروانه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *