دانلود کتاب صوتی برو ولگردی کن رفیق

نویسنده: مهدی ربی
گوینده: حسن آزادی
موسیقی: روزبه یگانه

وقتی داستان‌های این مجموعه را می‌شنوید، هرکجا که باشید، مهدی ربی شما را پرت می‌کند وسط اهواز. و خواه‌ناخواه در گرمای جنوب دنبال شخصیت‌هایی راه می‌افتید که هر کدام درگیر اموراتشان هستند، یکی سرباز است و یکی برای محبوبش که او را از دست داده، حالش گرفته و خراب است.

 

نویسنده گوینده موسیقی موضوع مدت زمان تعداد ترک زبان حجم فایل سال انتشار بازدید
مهدی ربی حسن آزادی روزبه یگانه داستان 3 ساعت و 40 دقیقه 4 فارسی 256 مگابایت 1395 6713
نویسنده

مهدی ربی

گوینده

حسن آزادی

انتخاب موسیقی، میکس و مسترینگ

روزبه یگانه

صدابردار

مهرداد حسن پور

ضبط

استودیو مینور

گرافیک

سهیل حسینی

موضوع

داستان

مدت

3 ساعت و 17 دقیقه

حجم فایل

256 مگابایت

تعداد ترک

4

ناشر کتاب چاپی

نشر چشمه

ناشر کتاب صوتی

نوین کتاب گویا

شماره واسپاری کتابخانه ملی

17275و

شماره مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

357/278/ک/95

شماره شابک

978-600-6059-34-1

«برو ولگردی کن رفیق» دومین مجموعه داستان از مهدی ربی است که شامل ۴ داستان کوتاه می‌شود با عنوان‌های «شما صد و یازده هستید»، « لطفا اجازه بده هواپیماها پروازکنند»، «تو فقط گرازها رو بکش»، «برو ولگردی کن رفیق».

او برای این کتابش کاندید جایزه ادبی «روزی روزگاری» در سال ۱۳۸۸ و برنده نهایی یازدهمین دوره جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعات شده است. مجموعه داستانی که با یک شعر از فروغ فرخزاد آن را شروع می‌کند: «و چهره شگفت / از آن سوی دریچه به من گفت / حق با کسی است که می‌بیند…»

یکی از مهم‌ترین داستان‌های این مجموعه که عنوان کتاب هم هست، «برو ولگردی کن رفیق» نام دارد که ربی در زیر عنوانش نوشته: «برای کارون که از ناف آهویی زاده شد.» داستان این طور شروع می‌شود:

«کاش کسی پیدا می‌شد و تفنگی روی شقیقه‌ام می‌گذاشت، یا لوله‌اش را می‌گذاشت توی دهانم و فریاد می‌کشید: «خفه‌شو وگرنه ماشه رو می‌چکونم.» اما این همه آشفتگی از کجا ریشه می‌گیرد؟ به پاراگراف دوم که می‌رسید، یکی از مهم‌ترین دلایلش آشکار می‌شود: «امروز دقیقا بیست و هفت روز است که از آیدا جدا شد‌ام. از زنی که قرار بود تا ابد کنارش بمانم، با هم سفر برویم، کار کنیم، بچه‌های قشنگی بسازیم، پیر شویم و دست در دست هم بمیریم. فردا می‌‌شود بیست و هشت روز و این یعنی چهار هفته تمام. چهار دوره زمانی استاندارد در تقویم هر کشوی در هر جای جهان».

او عشقی به سرانجام‌نرسیده را روایت می‌کند و احوالی شبیه همه کسانی دارد که چنین روزگاری را پشت سر گذاشته‌اند. اولش، هر لحظه منتظر یک فاجعه است. بعد به خودکشی فکر می‌کند. بعد کنار آمدن با احساس گناه. اما بعد، ماجرا برایش طور دیگری پیش می‌رود.

*

بیشتر بخوانیم:

مهدی ربی جنوب را آن طور که هست، روایت می‌کند

*

برو جوونی کن رفیق / یادداشتی از احمدرضا حجارزاده

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “برو ولگردی کن رفیق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *