سبد خريد شما : 0
هدیه

دانلود کتاب صوتی تازه عروس

نویسنده : آلبا د سس پدس
مترجم : بهمن فرزانه
گوینده : اعظم حبیبی

مجموعه داستان «تازه عروسم اثری است از آلبا دسس پدس. از دیگر آثار وی می‌توان به «دفترچه ممنوع» و «از طرف او» اشاره کرد. این کتاب شامل

وازده داستان کوتاه با عنوان‌های: «دفترچه ممنوع»، «دخترک ساده لوح»، «عاشق و معشوق»، «تازه عروس»، «خداحافظی»، «سال خاکستری»،

«دوچرخه قرمز»، «یکشنبه»، «درس»، «بوی دود»، «دیوار دبیرستان»، «سرخی غروب».
برای خرید کتاب صوتی، آن را به سبد خرید خود اضافه کنید و بعد از پرداخت مبلغ مورد نظر محصول در کتابخانه شما خواهد بود. با نوین کتاب گویا

کتاب بشنوید !

قیمت محصول : 10,000 تومان
نویسنده گوینده موسیقی موضوع مدت زمان تعداد ترک زبان حجم فایل سال انتشار بازدید
آلبا د سس پدس اعظم حبیبی - داستان 619 دقیقه 30 فارسی 511 مگابایت --- 316
نویسنده

آلبا د سس‌پدس

مترجم

بهمن فرزانه

گوینده

اعظم حبیبی

انتخاب موسیقی، میکس و مسترینگ

آرمان تابان‌فرد

صدابردار

بهروز کاشی‌ساز

ناظر ضبط

الهه گل‌محمدی

مدیر تولید

لیدا محمودی

موضوع

داستان

مدت

619 دقیقه

حجم فایل

511 مگابایت

تعداد ترک

30

ناشر کتاب چاپی

ققنوس

ناشر کتاب صوتی

نوین کتاب گویا

مجموعه داستان «تازه عروسم اثری است از آلبا دسس پدس. از دیگر آثار وی می‌توان به «دفترچه ممنوع» و «از طرف او» اشاره کرد. این کتاب شامل وازده داستان کوتاه با عنوان‌های: «دفترچه پس‌انداز»، «دخترک ساده لوح»، «عاشق و معشوق»، «تازه عروس»، «خداحافظی»، «سال خاکستری»، «دوچرخه قرمز»، «یکشنبه»، «درس»، «بوی دود»، «دیوار دبیرستان»، «سرخی غروب». در بخشی از کتاب آمده است: «ماریا نگاهی سطحی به اطراف خود افکند. بوی تند سیگار برگ و شراب که در آن محل بسته، روی دیوارها باقی مانده بود، به او حالی کرد که پا به محلی گذاشته که فقط مردان اجازه دارند داخلش شوند. جایی مناسب عادات آن‌ها. برای همین معذب شد و کنار اجاق نشست.
دیگران، بدون آن‌که از او دعوتی کرده باشند، پشت میز نشستند. جووانی لیوان‌ها را کنار زد، ورق‌های پخش شده را دسته کرد و شروع کرد با لهجه محلی خودشان به صحبت با پدر و برادرانش. ماریا، فقط چند کلمه‌ای را این‌جا و آن‌جا، از آن لهجه درک می‌کرد. آن نوع لهجه که از گلو در می‌آمد و بس سریع صحبت می‌شد برای او، درست مثل یک زبان خارجی، غیرقابل فهم بود. فقط این را درک می‌کرد که صحبت جووانی در باره آن هیجده ماه اخیر نبود، در باره ازدواج آن‌ها نبود، اصلاً به او اشاره‌ای نشده بود. و از آن‌جا که او را تنها به حال خود رها کرده بود، می‌ترسید که مبادا او را هم مثل خاطرات دوران خدمت وظیفه و زبان ایتالیایی، فراموش کرده باشد. «ماریا نگاهی سطحی به اطراف خود افکند. بوی تند سیگار برگ و شراب که در آن محل بسته، روی دیوارها باقی مانده بود، به او حالی کرد که پا به محلی گذاشته که فقط مردان اجازه دارند داخلش شوند. جایی مناسب عادات آن‌ها. برای همین معذب شد و کنار اجاق نشست.
دیگران، بدون آن‌که از او دعوتی کرده باشند، پشت میز نشستند. جووانی لیوان‌ها را کنار زد، ورق‌های پخش شده را دسته کرد و شروع کرد با لهجه محلی خودشان به صحبت با پدر و برادرانش. ماریا، فقط چند کلمه‌ای را این‌جا و آن‌جا، از آن لهجه درک می‌کرد. آن نوع لهجه که از گلو در می‌آمد و بس سریع صحبت می‌شد برای او، درست مثل یک زبان خارجی، غیرقابل فهم بود. فقط این را درک می‌کرد که صحبت جووانی در باره آن هیجده ماه اخیر نبود، در باره ازدواج آن‌ها نبود، اصلاً به او اشاره‌ای نشده بود. و از آن‌جا که او را تنها به حال خود رها کرده بود، می‌ترسید که مبادا او را هم مثل خاطرات دوران خدمت وظیفه و زبان ایتالیایی، فراموش کرده باشد.