دانلود کتاب صوتی داش آکل

نویسنده : صادق هدایت
موسیقی : مهدی زارع

«داش آکل» خیلی منطقی و واقعی شروع می‌شود؛ بدون هیچ ابهامی. قصه قهرمان‌ها و گنده‌لات‌های محل. داش آکلی هست و کاکارستمی که آبشان با هم در یک جو نمی‌رود. کاکا رستم خودش می‌داند که رقیب داش آکل نیست. ولی این دانستن موجب نمی‌شود تا میل به انتقام و خود را بزرگ نشان دادن و صدها صفت مشابه دیگر، در او خاموش شوند. داش آکل قبل از این که قهرمان بودنش را باز هم اثبات کند، درگیر ماجرایی عجیب می‌شود. ماجرایی که فقط اولش ساده است: مردی می‌میرد و مسولیت خانواده‌اش را به داش آکل می‌سپارد. کم کم پای مرجانی به قصه باز می‌شود و بعد پای یک طوطی. این که پایان قصه چه می‌شود را باید بشنوید…. ارتباط میان طوطی و مرجان چیست؟!

نویسنده گوینده موسیقی موضوع مدت زمان تعداد ترک زبان حجم فایل سال انتشار بازدید
صادق هدایت علی میرمیرانی مهدی زارع داستان 40 دقیقه 4 فارسی 37.8 --- 2523
نویسنده

صادق هدایت

گوینده

علی میرمیرانی

آهنگساز و تنظیم کننده

مهدی زارع

صدابردار

محمدامین کاشی‌ساز

ضبط

استودیو دریا

موضوع

داستان

مدت

40 دقیقه

حجم فایل

38 مگابایت

تعداد ترک

4

ناشر کتاب صوتی

نوین کتاب گویا

شابک

978-622-6119-05-4

کتاب «سه قطره خون» سال ۱۳۱۱ منتشر شد که ۱۱ داستان کوتاه داشت و عنوان یکی از آنها «داش آکل» بود. آن موقع هدایت ۳۰ سال بیشتر نداشت اما از همان زمان تاکنون داستان «داش آکل» او در ذهن کتاب‌خوان‌ها خوش نشسته است. آنهایی هم که اهل خواندن نیستند، احتمالا فیلم اقتباسی آقای مسعود کیمیایی را از این اثر دیده‌اند و این طور، قصه «داش آکل» و آن طوطی که عشق او را لو می‌دهد، در ذهنشان ثبت کرده‌اند.

سوال این است که چرا «داش آکل» یکی از داستان‌های ماندگار و مشهور ادبیات فارسی شده است؟ مگر صادق هدایت روی کدام نیاز ما ایرانی‌ها در آن روزگار دست گذاشته که همچنان از شنیدن و خواندن این کار، هم لذت ادبی می‌بریم و هم به فکر فرو می‌رویم؟

شاید یک دلیلش این باشد که هدایت میل ما به داشتن قهرمان‌های اجتماعی را به درستی درک کرده و با استفاده از شخصیتی لوتی‌منش یا عیار (یا هر صفت دیگری که می خواهید به آن بدهید) از زندگی معمول ما سخن گفته است. از این که، قهرمان‌های جامعه ما مغضوب دیگران می‌شوند. از این که، بعضی‌ها دلشان می‌خواهد قهرمان‌کشی کنند. از این که، هنوز ما به افراد معتمدی نیاز داریم که حتی پس از مرگمان اعضای خانواده‌مان را به دست آنها بسپاریم. از این که، می‌توان عشق‌هایی را تجربه کرد که به خاطر پای‌بندی به وعده‌های از پیش داده‌شده، هرگز آنها را ابراز نکرد. از این که، می‌توان حرف دل را برای کس و ناکس آشکار نکرد و حتی عمیق‌ترین احساس‌ها را پنهان داشت تا اگر سرمان رفت، حرفمان نرود.

ما «داش آکل» را دوست داریم چون دنیای ما را نشان می‌دهد.

حالا سوال این جاست که اگر کسی «داش آکل» را خوانده، دیگر نیازی به شنیدن نسخه صوتی آن ندارد؟ گاهی وقتی قصه‌ای را از زبان دیگری می‌شنویم، معنایی جدید در ذهن ما شکل می‌گیرد. یا حتی مجالی برای اندیشیدن به ابعاد پنهانی آن داستان پیدا می‌کنیم.

«داش آکل» یک داستان ساده نیست. داستانی سهل ممتنع است. در ظاهر، روال منطقی و خطی دارد ولی حرف‌های پنهانش را از میان هم روایت خطی باید پیدا کرد.

 

بیشتر بخوانیم:

چطور شد که مسعود کیمیایی «داش آکل» را ساخت؟