سبد خريد شما : 0
?>

گزارشی از نشست نقد و بررسی «به لهجه‌ی سپیدار»

عصر گرم چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، نوین کتاب گویا جلسه‌ی نقد و بررسی کتاب صوتی «به لهجه‌ی سپیدار» را با حضور علی میرمیرانی، نویسنده و گوینده‌ی اثر و پژمان تیمورتاش، نویسنده و کارگردان، به عنوان میهمان و منتقد، در شهر کتاب دانشگاه برگزار کرد.

اجرای این نشست را احسان چریکی از گویندگان نوین کتاب گویا به عهده داشت.

چریکی کلام را با حکایتی از گلستان آغاز کرد که اولین‌بار با شنیدن کتاب «به لهجه‌ی سپیدار» به ذهنش متبادر شده و پس از آن دلیل به‌کارگیری نام سپیدار در عنوان کتاب را از علی میرمیرانی پرسید.

میرمیرانی به خصلت آزادگی و‌ رهایی و بی‌باری (تهیدستی) سپیدار اشاره کرد که با شخصیت کتابش به‌نوعی همپوشانی دارد.

تیمورتاش هم از اشتراکات زبانی کتاب «به لهجه‌ی سپیدار» با پژوهش‌ها و آثارش درباره‌ی ادبیات ویژه‌ی جنوب شهر تهران و زبان مخفی گفت و به این پرداخت که در روزگار دوری از کتاب، شنیدن کتاب‌های صوتی مجال خوبی برای آشتی دوباره با ادبیات فراهم می‌کند. مثل شهر قصه که بیشتر از متن با صدا در ذهن مخاطب ماندگار شده و ازین حیث به لهجه‌ی سپیدار زبان و لحن تمیز و صیقل‌خورده‌‌ای دارد و همین کمک می‌کند تا مخاطب کار را دنبال کند.

 

در ادامه میرمیرانی درباره‌ی خوانش کتاب صحبت کرد که از جمله دلایل مهمی که در نهایت مجابش کرده تا خودش آن را بخواند جنس متن و نحوه‌ی انتقال درست لحن و حس‌وحال اثر بوده است. میمیرانی همچنین به موسیقی کار اشاره کرد که تفاوتش با جنس صدا و متن با اصرار خودش و به جهت تلطیف فضا بوده است. او از به لهجه‌ی سپیدار و رمان دیگری با نام شولا، با عنوان درونی‌ترین و شخصیتی‌ترین وجوه خودش یاد کرد که مکتوب شده.

میرمیرانی در جواب پرسش چریکی مبنی بر اینکه با وجوود  آیینی بودن به لهجه‌ی سپیدار چرا جز یکی، دو مورد اشاره‌‌ی صریح در متن به آن نمی‌‌شود، گفت این کار تعمدی بوده و با ۲۲ سال کار حرفه‌ای رسانه‌ای این تجربه را به‌دست آورده که برای اثرگذاری بیشتر، مخصوصاً در حوزه‌هایی که حساسیت بیشتری روی آن‌هاست، ترجیحش آن است که به‌صورت نهانی به آن‌ها پرداخته شود تا از قضاوت قبل از شنیدن اثر اجتناب شود.

میرمیرانی با اشاره تفکیک بخش‌های کتاب و ارتباط آن‌ها با هم به تشریح آن‌ها پرداخت:

بخش اول از زبان یک زخم‌خورده‌ی عاطفی‌ست. واگویه‌های شکست را می‌شنویم و تردیدهای مخصوص به خود که گویی به دنبال بهانه‌‌ای برای تن‌شستن و دوباره‌برخاستن است.

بخش دوم مربوط تحولات درونی شخصیت در موانست با حال‌وهوای مناسک محرم و عاشوراست.

و بخش سوم که به رستگاری شخصیت در حد و اندازه‌های خودش می‌پردازد و اینکه می‌خواهد زندگی دیگری آغاز می‌کند.

تیمورتاش از جنس روایت «به لهجه‌ی سپیدار» گفت که با شنیدن آن می‌توانیم تنهایی و فقدان‌های شخصیت را دریافت کنیم. دیگر آنکه نوع شخصیت‌پردازی کار به‌گونه‌ای‌ست که راه تخیل را بر شنونده می‌بندد و گویا این کار تعمدی‌ست. میرمیرانی با تایید آن ادامه داد که همین قصد را داشته تا به مخاطب مجالی برای روایت شخصی خودش داده نشود. به همین جهت است که از زخم‌ها می‌شنویم اما از چرایی زخم‌ها نه.

میرمیرانی با وجود بازخورد محدودی که از ضدزن‌بودن کار دریافت کرده، اظهار داشت که نگارش این اثر به هیچ عنوان با همچو نیتی توأم نبوده است.

تیمورتاش در ادامه، در باب زبان کار، به عیاران اشاره کرد و اینکه لات‌ها پس از افول قدرت عیاران، ادبیات خاص خودشان را شکل می‌دهند و از جامعه دور می‌افتند. بخش دیگر لوتی‌‌ها و معرکه‌گیرها و مطرب‌ها بودند که تلفیق ادبیات عیاران و لوتی‌ها به ادبیات ویژه‌ای همچون ادبیات شخصیت «به لهجه‌ی سپیدار» منجر می‌شود که دارای ریتم است.

میرمیرانی در بخش دیگری در باب پهلوانی که در این اثر می‌بینیم گفت که پهلوانان با توجه روایت اثر به دو دسته تقسیم می‌شوند: پهلوانان پیروزی و آنهایی که اعتبارشان را از شکست‌ناپذیری‌شان می‌گیرند مانند رستم و پهلوانان غربی. و پهلوانان شکست که بیشتر شرقی‌اند و آن‌ها اعتبارشان را از شکست‌هایشان می‌گیرند. مانند پوریای ولی و داش‌آکل و تختی. و شخصیت «به لهجه‌ی سپیدار» در زمره‌ی پهلوانان شکست است و کتاب مرثیه‌ای‌ برای یک آدم شکست‌خورده.

تیمورتاش به زیرمتن کار اشاره کرد که برآمده از عاشوراست و ما باز با پهلوان شکست مواجه‌ایم و بخشی از فرهنگ پهلوانی ما به‌نوعی برگرفته از عاشوراست. مثل محمد جهان‌آرا که در سقوط خرمشهر نتوانست کاری کند و در عملیات بیت‌المقدس هم شهید شد، اما همچنان یک قهرمان است.

پس از صحبت‌های علی میرمیرانی و مهمان ویژه‌ی برنامه، نوبت به گفتگوی شرکت‌کندگان نشست رسید. حاضران از صداقت و سادگی لحن در «به لهجه‌ی سپیدار» گفتند که باعث دلنشینی اثر شده است و همینطور آشناکردن نسل جدید با لحن و فضای کوچه‌بازاری و قدیمی که در حال حاضر نشانی از آن نمی‌بینیم.

در پایان مراسم علی میرمیرانی بخش‌هایی از کتاب را برای حاضران خواند.