سبد خريد شما : 0
?>

مسابقه حافظ‌خوانی یلدای ۹۹

برگزاری مسابقه «چنان بخوان که تو دانی»، ویژه شب یلدای ۱۳۹۹

مهلت شرکت در مسابقه تا ۳۰ آذر ۱۳۹۹ تمدید شد

موسسه نوین‌کتاب برای چهارمین سال پیاپی، در آستانه شب یلدا، اقدام به برگزاری مسابقه حافظ‌خوانی با عنوان «چنان بخوان که تو دانی» کرده است.

امسال با توجه به شرایط خاص زندگی هم‌وطنان‌مان و موضوع پاندمی کرونا، برخلاف سال‌های گذشته که مخاطبان مجاز به انتخاب آزادانه غزل از دیوان حافظ بودند،‌ تصمیم بر آن شد تا با انتخاب اتاق فکر نوین‌کتاب، تعداد ۹ غزل که حاوی پیام امیدواری و امیدبخشی باشد، انتخاب شده و علاقه‌مندان یکی از این غزل‌ها را برای خوانش برگزینند.

غزل‌های انتخابی

غزل شماره‌ی ۱:
سمن‌بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری‌رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه‌گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند

ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

غزل شماره‌ی ۲: 
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب

در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولیکن

بی روی تو ای سرو گل‌اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است

چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که ما را

هر لحظه ز گیسوی تو خوشبوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکّر

زان‌رو که مرا از لب شیرین تو کام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است

همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است

وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

می‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز

وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

با محتسبم عیب مگویید که او نیز

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

غزل شماره‌ی ۳:
همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب‌وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

شبی که ماه مراد از افق شود طالع

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم

که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کز این شکار فراوان به دام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه‌‌ی دولت به نام ما افتد

ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

غزل شماره‌ی ۴:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع

شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت

زین آتش نهفته که در سینه من است

خورشید شعله‌ای‌ست که در آسمان گرفت

می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست

از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت

آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم

دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت

کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت

خواهم شدن به کوی مغان آستین‌فشان

زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت

می خور که هر که آخر کار جهان بدید

از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت

بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند

کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت

حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد

حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

غزل شماره‌ی ۵:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب انداز

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد

بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

غزل شماره‌ی ۶:
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده‌ی گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحّت توست

که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی‌قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد

مجال طعنه‌ی بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند

بر آتش تو به جز جان او سپند مباد

شفا ز گفته‌ شکّرفشان حافظ جوی

که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

غزل شماره‌ی ۷:
می خواه و گل‌افشان کن از دهر چه می‌جویی

این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را

لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن

تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

تا غنچه‌ی خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است

دریاب و بنه گنجی از مایه‌ی نیکویی

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است

طرف هنری بربند از شمع نکورویی

آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد

خوش بودی اگر بودی بویی‌ش ز خوش‌خویی

هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد

بلبل به نواسازی حافظ به غزل‌گویی

غزل شماره‌ی ۸:
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام باده‌ی گلگون خراب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار کاسه‌ی سر ما پرشراب کن

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم

با ما به جام باده‌ی صافی خطاب کن

کار صواب باده‌پرستی‌ست حافظا

برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

غزل شماره‌ی ۹:
نفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده‌ی گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

مایه‌ی نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

شرایط مسابقه:

۱٫ غزل‌ انتخابی، باید از میان ۹ غزل‌ پیشنهاد شده در سایت نوین‌کتاب خوانده شود.

۲٫ استفاده از موسیقی یا بهره بردن از روش‌های خلاقانه آزاد است.

۳٫ شرکت در این مسابقه محدودیت سنی ندارد.

۴٫ آثاری که پس از مهلت مقرر ارسال شوند در بخش مسابقه شرکت داده نخواهند شد.

۵٫ جوایز این مسابقه در دو بخش منتخب هیئت داوران و منتخب مردمی اهدا خواهد شد.

– جوایز منتخب هیئت داوران به سه نفر اهدا خواهد شد و به شرح زیر است:

نفر اول: ۵۰۰ هزار تومان نقدی+۱۰۰ هزار تومان اعتبار نوین‌کتاب
نفر دوم: ۴۰۰ هزار تومان نقدی+۱۰۰ هزار تومان اعتبار نوین‌کتاب
نفر سوم: ۳۰۰ هزار تومان نقدی+۱۰۰ هزار تومان اعتبار نوین‌کتاب

– جوایز منتخب مردمی به سه نفر اهدا خواهد شد و به شرح زیر است:
هر نفر: ۲۰۰ هزار تومان اعتبار نوین‌کتاب

(ممکن است منتخبین هیئت داوران و منتخبین مردمی همپوشانی داشته باشند که در جوایز لحاظ خواهد شد.)

نوین‌کتاب فایل‌های دریافتی با کیفیت را با ذکر نام شرکت‌کننده در کانال تلگرامی، اینستاگرام یا سایر فضاهای مجازی خود منتشر خواهد کرد.

 

هیئت داوران:

🔸 حسین پاکدل (گوینده، نویسنده، کارگردان، مجری و بازیگر)

🔸 لیلا کردبچه (شاعر و پژوهشگر ادبیات)

🔸 محمدعلی سجادی (شاعر، نویسنده، نقاش و کارگردان)

 

ملاک ارزیابی هیئت داوران:

۱٫ خوانش صحیح شعر

۲٫ انتقال صحیح حس شعر با استفاده از شیوه‌ی روایی درست

۳٫ استفاده‌ نکردن از لحن‌های تصنعی و تقلیدی

۴٫ ارائه شیوه‌های خلاقانه و نو برای اجرا

 

برای شرکت در مسابقه لطفاً فرم زیر را تکمیل و فایل صوتی خود را پیوست نمایید.